امام خمینی (ره) : ارتش بيست ميليوني (بسيج) فرمول دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي است. * امام خمینی (ره) : ائمه ما با همان ديد الهي که داشتند ، مي خواستند که اين ملت ها را با هم بسيج کنند از راههاي مختلف ، اينها را يکپارچه کنند تا آسيب پذير نباشند. * امام خمینی (ره) : مملکت اسلامي بايد همه اش نظامي باشد و تعليمات نظامي داشته باشد. * امام خمینی (ره) : اگر دفاع بر همه واجب شد ، مقدمات دفاع هم بايد عمل شود ... اينطور نيست که واجب باشد بر ما که دفاع کنيم و ندانيم چه جور دفاع کنيم. * امام خمینی (ره) : ارتش بيست ميليوني (بسيج) فرمول دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي است. * امام خمینی (ره) : بسيج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهيدان گمنامي است که پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده اند. * امام خمینی (ره) : بسيج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکيل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده اند. * امام خمینی (ره) : بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد * امام خمینی (ره) : بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام ونشاني در گمنامي و بي نشاني گرفته اند. * امام خمینی (ره) : سنگ بناي بسيج بر حكم فقهي و جهادي استوار است؛ جهادي كه مبتني بر روحيه دفاعي باشد و نه تهاجمي يا جهان گشايي * امام خمینی (ره) : اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد والا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند، بسيج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد . امام خميني (ره): كربلا كاخ ستمگري را با خون خود در هم كوبيد و كربلاي ما كاخ سلطنت شيطاني را فرو ريخت. * امام خميني (ره): پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملكت نرسد. * امام خميني (ره): انقلاب اصيل ماجلوه اي از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است . * امام خميني (ره): انقلاب ما متكي به معنويات و خداست * امام خميني (ره): هرچه انقلاب اسلامي دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است. * امام خميني (ره): نهضت ايران ، نهضتي بود كه خداي تبارك و تعالي در آن نقش داشت. * امام خميني (ره): 22 بهمن در طول زندگي و براي نسلهاي آينده بايد سرمشق همه قرارگيرد. * ........................................................................................................................................................................................................................................................دستاوردهای داخلی وخارجی انقلاب اسلامی
 
منوي اصلي
صفحه اول
پست الکترونيک
تصاویری از نوجوانی امام خمینی برای دانلود
تصاویری از مهربانی امام با کودکان برای دانلود

نویسندگان
  (12) ميلاد جعفری


آرشیو ماهانه


جستجوگر




نظرسنجی
میزان اطلاعات شما از وقایع انقلاب چه اندازه است؟
زیاد
متوسط
ضعیف


سخنی از نویسنده...
امیدوارم در حد خودم تونسته باشم شما را با دستاوردهای انقلاب آشنا کرده باشم. یادتون نرود که تمام وقایع و حوادث دوران انقلاب برای آسایشی بوه که ما امروز داریم پس ما باید راه امام را در پیش بگیریم

 

 راه رفتن را از رهبرم می آموزم ...

راه رفتن را از رهبرم می آموزم...


  دستاوردهاي جهاني و بين المللي انقلاب اسلامي

يكي از خصوصيات نظام بين الملل، قابليتها و تأثيرپذيري آن از تحولات عمده سياسي و اجتماعي است. هر قدر حوزه نفوذ اين دگرگوني‌ها وسيع ‌تر باشد ميزان اثرگذاري آن عميق‌تر مي‌شود. انقلابها كه بزرگترين و ژرف‌ترين تحول در حوزه سياسي و اجتماعي به شمار مي‌آيند، عامل عمده در تحولات روابط بين الملل قلمداد مي‌شود. به تبع همين عمق اثرگذاري رويدادهاي سياسي اجتماعي از نوع انقلابي است كه پژوهشگران تاريخ و روابط بين المللي، انقلابها را به دو بخش انقلابهاي مادر و انقلابهاي محدود يا داخلي تقسيم كرده‌اند. در مقابل انقلابات مادر همچون انقلاب كبير فرانسه در سال 1789 كه منشأ دموكراسي و ليبراليسم غرب شد و اومانيسم و انسان مداري را براي بشر به ارمغان آورد و انقلاب اكتبر 1917 روسيه كه سوسياليسم و نظامهاي سياسي بلشويكي و جامعه مداري را به جوامع بشري عرضه داشت. انقلاب ايران در سال 1979 ميلادي اسلامي و نظام سياسي عدالت خواهي، خدامداري و معنويت را به انسان معاصر ارزاني داشت و خلاف انقلابهاي فرانسه و روسيه كه با ايدئولوژي دست ساز به بشر نويد خوشبختي را دادند، انقلاب اسلامي، دين و ايدئولوژي الهي را به عنوان يك الگوي آرماني و عملي متناسب با فطرت بشري ارائه كرد كه موجد تحولات بسياري در ابعاد نظري و عملي در تحولات بين المللي در سطوح منطقه‌اي و جهاني گرديد. انقلاب اسلامي ضمن آن كه ساختار يك نظام 2500 ساله را به هم ريخت، تغييرات ملموسي نيز در روابط بين الملل ايجاد كرد و با تحول موضوعات بين المللي، ايده‌هاي جديدي را وارد عرصه جهاني ساخت و به موازات اين تحولات، حيات تازه‌اي به مسلمانان، مستضعفين و آزادي خواهان جهان بخشيد و الگوي فكري، مديريتي و مبارزات نوين و كارآمدي را آنها شناساند. به اين مقاله تأثيرات و دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران در عرصه روابط بين الملل را در دو حوزه تئوريك و عمل را مورد بررسي قرار خواهيم داد.


1. انقلاب اسلامي و دستاوردهاي نظري آن


 ارائه تئوري در مباني انديشه سياسي


انقلاب اسلامي در شرايطي رخ داد كه هويت اسلامي به شدت تضعيف شده بود و ايده‌هاي ليبراليستي سوسياليستي بر جهان حاكميت داشت و ذهن انسانها بالتبع حوزه نفوذ اين دو قطب قدرت تعريف مي‌شد و آداب، سنتها و ارزشهاي اجتماعي جوامع مولود مكاتب و ايدئولوژي‌هاي دست ساز بشري بود. انقلاب اسلامي در حالي روي داد كه بشر آن روز در عرصه مديريت و زندگي اجتماعي تصوير ايده‌آلي را در ذهن نداشت، حتي آن را غيرممكن مي‌دانست. امّا انقلاب ايران به رهبري امام خميني (ره) با ماهيت ايدئولوژي الهي رخ نمود و آغازگر چالش در دنياي آن روز گرديد.


به اعتقاد آقاي «بدي» سياست شناس ايراني الاصل فرانسوي، انقلاب ايران، انقلابي متحير كننده بود، خود را بر انديشه سياسي حاكم تحميل كرد و آن را به مبارزه طلبيد. يا به تعبير يك محقق فرانسوي در امور ايران، انقلاب اسلامي بر هم زننده و مختل كننده بود. اين انقلاب بر هم زننده تعادل بلوكهاي قدرت جهاني و روابط سلطه اقتصادي و سياسي در يكي از طمع برانگيزترين مناطق جهان است، كه مشروعيت بين المللي را زير سؤال برد و به نظر يك متخصص آمريكايي در امور مسايل سياسي، انقلاب ايران اساساً در بعدي عميق‌تر، علوم اجتماعي را دچار بحران نموده است چون آنچه در ايران قابل انتظار بود. تسريع روند سكولاريزه شدن و رشد لائيسم بود نه توليد يك حكومت ديني آن هم با تكيه بر انقلابي فراگير و مردمي. انقلاب اسلامي چنان تأثيري در تحولات بين المللي به جاي گذاشته است كه كارشناسان مسايل بين المللي از آن به عنوان رنسانس در جهان معاصر ياد مي‌كنند. با انقلاب اسلامي فلسفه حكومت در ايران تغيير كرد و اين تغيير، تحول در فلسفه حاكميت در انديشه‌ها را نيز به دنبال داشت و معادلات سياسي موجود در دنيا را مورد چالش قرار داد.


مسئله ولايت فقيه به عنوان نظام سياسي


تبديل نظريه سياسي ولايت فقيه به نظام سياسي، به عنوان طرح نوين در مجموعه نظام‌هاي بين المللي در واقع كشيدن خط بطلان بر تئوري پوچ جدايي دين از سياست و نظريه سكولاريسم بود. به بياني ديگر طرح نظام ديني بر پايه ولايت فقيه، رنسانسي بر ايده‌هاي سياسي زاييده، مكاتب بشري بود. روژه گارودي، انديشمند فرانسوي در اين زمينه مي‌گويد: «انقلاب اسلامي داراي معناي جديدي بود كه نه تنها حكومت سياسي، اجتماعي و استعماري را سرنگون كرد، بلكه مهمتر از اين تمدن و جهان بيني خاصي را كه در مقابل دين علم شده بود، واژگون ساخت.»


تأثيرات تئوريك انقلاب اسلامي را مي‌توان در انديشه‌هاي سياسي مادي اعم از ماركسيسم و ليبراليسم، تئوريهاي دولت، استراتژي‌هاي مبارزاتي، تئوريهاي امنيتي، جامعه شناسي ديني تئوريهاي حاكم بر جهان مثل تئوريهاي دولت، استراتژي‌هاي مبارزاتي، تئوريهاي امنيتي، جامعه شناسي ديني، تئوريهاي حاكم بر جهان نوين مثل تئوري برخورد تمدنهاي هانتينگتن و تئوري پايان تاريخ فوكوياما... به عينه مشاهده كرد.
نمونه عيني آثار انديشه‌هاي سياسي انقلاب اسلامي در مباني فكري حاكم بر روابط بين الملل را مي‌توان در پيام تاريخي ده ماه 67 امام خميني (ره) به گورباچف، رهبر و دبير كل حزب كمونيست شوروي سابق مشاهده كرد كه در آن به محدوديت‌هاي ماركسيسم در پاسخگويي به نيازهاي بشري و توان و قدرت دين جهان شمول اسلام در پر كردن خلأ اعتقادي نظام اتحاد جماهير شوروي اشاره نموده، رهبران آن زمان شوروي را از پناه بردن به الگوي سرمايه‌داري غرب به عنوان ناجي باز مي‌دارند. در اين پيام ماركسيسم به عنوان يك دين ساخته بشر به حيات پاياني خود رسيده و به تعبير الوين تافلر در كتاب «جابجايي قدرت» غرب با تمام محتوياتش ناديده گرفته شده و كارآمدي خود را براي اداره جهان و هدايت بشري از دست داده است. نظام اسلامي در دهه سوم با ارائه راهبرد گفت و گوي تمدنها و استقبال جهان انديشه و سياست از آن، راهبرد 50 ساله غرب مبني بر جنگ تمدنها و منازعات فرهنگي را به چالش واداشته و آن را در افكار عمومي از اعتبار انداخت.


 ارائه الگوي سياست نه شرقي نه غربي (استقلال‌گرايي)


آرمان استقلال طلبي مردم ايران در قالب اصل نفي شرق و غرب به عنوان قطبهاي حاكم در آن زمان، الگوي جديدي در روابط بين الملل بود كه بعدها مباني رفتاري برخي از كشورها و بيشتر ملل آزادي خواه را تشكيل داد. طرح سياست خارجي نوين از سوي انقلاب اسلامي كه بر نفي هر گونه سلطه
جويي و سلطه پذيري استوار بود، خود شوك ديگري بود بر نظريه‌هاي استعماري و كليشه‌اي در عصر انقلاب، در واقع اين اصل قالبهاي موجود ابرقدرتهاي آن زمان را شكست و راه تنفسي براي كشورهاي اقماري بود. اين اصل با نفي وابستگي به شرق و غرب توانست، توجه كشورهاي حوزه نفوذ ايران را به همبستگي دروني،‌ توزيع عادلانه قدرت و آزادي‌خواهي معطوف دارد.


خلاصه اين كه سياست نه شرقي و نه غربي عملاً اشاره به يك حقيقت ارزنده داشت و آن، اين بود كه ملتهاي اسلامي براي نيل به هر هدف مشروع سياسي، به اراده جمعي نيازمندند و اراده جمعي نيز نتيجه همبستگي اسلامي است. در مجموع مي‌توان نتايج استراتژي فوق را در سه محور زير خلاصه كرد:
1. نفي نظام سلطه در سيستم بين المللي از نظر محتوايي، تئوريك و عمل.
2. تأكيد بر توزيع عادلانه قدرت در سيستم بين المللي اعم از امكانات و ابزارهاي مادي و معنوي.
3. ايجاد همبستگي دروني و اراده جمعي با همگرايي در كشورهاي اسلامي و به ويژه در ميان ملتهاي مسلمان و تشكيل بلوك بنديهاي جديد بر اساس استقلال، حاكميت ملي با تكيه بر اصل برابري و عدم مداخله.
مديران ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران پس از گذشت قريب سه دهه از پيروزي انقلاب هم چنان بر روح اين اصول پايدار مانده و سياست خارجي را با تكيه به اصول سه گانه عزت حكمت و مصلحت كه بر اساس اصول ثابت مندرج در قانون اساسي مي‌باشد، هم چنان بالنده و سرافراز مديريت مي‌كنند و مبارزه ديپلماسي خود را عليه سلطه طلبان ادامه مي‌دهد و الهام بخش جهان مي
باشد.


2. دستاوردهاي انقلاب اسلامي در بعد عملي


انقلاب اسلامي علاوه بر احياي هويت و منزلت ايران و بازسازي هويت ديني و ملي ايرانيان، ايران را در جغرافياي جهان سرافراز ساخت. براي جهان اسلام در درجه اول و براي جهان مسيحيت در جغرافياي جهان پيام و الهامات نظري و عملي در بعد زندگي سياسي و اجتماعي به ارمغان آورد. از اين رو كاركرد عملي انقلاب در سه حوزه داخلي، منطقه‌اي و جهاني به اختصار مورد اشاره قرار مي‌گيرد.


 دستاوردهاي نظام اسلامي براي سياست خارجي ايران


انقلاب اسلامي در دوراني از تاريخ سياسي كشورمان به وقوع پيوست كه اصل سكولاريزه شدن سياسي و فرهنگي حكومتها در دنيا جريان داشت و حكومت پهلوي به دليل وابستگي شديد سياسي، اقتصادي و نظامي به آمريكا، كشور را تبديل به مستعمرة سياسي واشنگتن كرده بود و يكي از حلقه‌هاي مؤثر استراتژيهاي سياسي و امنيتي بلوك غرب در مقابله با بلوك كمونيسم به حساب مي‌آمد. محمد رضا پهلوي كه براي جلب بيشتر آمريكا در چارچوب به اصطلاح مدرنيزه كردن كشور اقدام به اجرايي كردن سياست‌هاي لائيسم و جا به جا كردن ارزشها و هنجارهاي ملي و مذهبي كرده بود و در روابط خارجي نيز با اطاعت محض از سياستهاي كاخ سفيد ستون فقرات استراتژيها، پيمانهاي سياسي وامنيتي واشنگتن در آن زمان به شمار مي‌آم


نوشته شده توسط ميلاد جعفری در پنجشنبه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش و ساعت 5:51 PM (نظر بدهید.)

  دستاوردهاي داخلي انقلاب اسلامي

خدمات و فعاليتهاي نظام جمهوري اسلامي در ابعاد داخلي از گستره بسيار وسيعي برخوردار است كه مي‌توان در چند حوزه آنها را تقسيم بندي كرد:


1. خدمات نظام در حوزه اقتصادي


2. خدمات و دستاوردهاي نظام در حوزه فرهنگي، علمي و اجتماعي


3. خدمات و دستاوردهاي نظام در حوزه سياسي


از آنجا كه احصاء همه فعاليتها و خدمات انجام شده در طول 25 سال حيات جمهوري اسلامي از حوصلة مجموعة حاضر خارج است، لذا سعي شد تا به يكي از سه حوزه فوق، يعني بخش خدمات و فعاليتهاي اقتصادي توجه و تأكيد شود. اگر چه در اين موضوع نيز انعكاس همه ابعاد و فعاليتهاي اقتصادي ميسر نبود، امّا ترجيح اين حوزه به ساير حوزه‌ها از اين رو است كه در ارائه فعاليتهاي اقتصادي امكان آماري كردن آن وجود دارد. در عين حال نگاهي گذرا به برخي از حوزه‌هاي ديگر نيز صورت گرفته است.


1. دستاوردها و خدمات اقتصادي


با وجودي كه ملموس‌ترين و گسترده‌ترين فعاليت‌هاي نظارت جمهوري اسلامي در حوزه اقتصادي است امّا نظام تبليغاتي كشور نتوانست آن را به طور شايسته‌اي براي افكار عمومي منعكس نمايد رجوع به آمار و ارقام اين فعاليت‌ها مؤيد اين نكته است:


 نفت


صنعت نفت ايران نسبت به قبل از پيروزي انقلاب اسلامي با تحول عظيمي همراه بوده است. زيرا اكنون ايران اسلامي مالك منابع نفتي خود بوده و كارشناسان ايراني مديريت اجرايي عمليات صنعت نفت در كليه بخشها اعم از اكتشاف، حفاري، بهره‌برداري، ‌صادرات، پالايش و انتقال را برعهده دارند.
اين در حالي است كه اين صنعت پيش از انقلاب كاملاً وابسته بود. از طرف ديگر فعاليتهاي اكتشافي صنعت نفت بعد از پيروزي انقلاب با جهش چشمگير همراه بوده است. طي يك دوره 20 ساله (57 تا 76) حداقل 50 ميليارد بشكه نفت اكتشاف شد جالب اين كه كليه فعاليتهاي عمليات اكتشافي نيز توسط متخصصان داخلي صورت گرفته است.


 گاز


حجم ذخاير گاز طبيعي شناسايي شده ايران در ابتداي سال 1381 حدود 6/26 تريليون متر برآورد شده كه اين ميزان معادل 17 درصد از كل ذخاير جهان و 7/47 درصد از ذخاير منطقه خاورميانه است. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي فقط پنج شهر از نعمت گاز برخوردار بود كه اين رقم در پايان سال 80 به 392 شهر افزايش يافته است. و متجاوز از 5/33 ميليون نفر از جمعيت كشور را تحت پوشش قرار مي‌دهد. در واقع سبد انرژي كشور توسط گاز طبيعي به بيش از 43 درصد رسيده است.


پتروشيمي


ميزان توليدات پتروشيمي در سال 57، 7/4 ميليون تن بود كه با وجود تخريب آن توسط رژيم بعثي عراق در جنگ تحميلي، تاكنون بالغ بر 5/12 ميليون تن ظرفيت توليد ايجاد شده است. با اتمام 16 طرح جديد توليدات پتروشيمي، در آمد كشور از اين طريق از 6/1 ميليارد دلار در سال 80 به بيش از 7 ميليارد دلار در سال 84 مي‌رسد.


 فن آوري هسته‌اي و انرژي هسته‌اي


جمهوري اسلامي علي رغم تحريم هاي شديد آمريكا و فشار به كشورهاي ديگر براي عدم همكاري در پروژه هسته‌اي ايران، توانست چرخه سوخت هسته‌اي را با دستان دانشمندان داخلي به نقطه قابل ملاحظه‌اي برساند تا جايي كه تعجب جهانيان را برانگيزد. در اين ارتباط نظام جمهوري اسلامي توانست با كشف و استخراج اورانيوم طبيعي در يزد و فناوري آن در اردكان يزد و سپس تبديل آن به سه ماده، هگزا فلورايد اورانيوم، اكسيد اورانيوم و تترا فلورايد اورانيوم در پايگاه هسته‌اي اصفهان، بزرگترين گامهاي چرخه سوخت هسته‌اي را بردارد و سپس با تأسيس پايگاه در نطنز از طريق به كارگيري دستگاههاي سانتريفوژ به غني سازي اورانيوم دست يابد. اين امر ايران را به رديف دهمين كشور داراي فن آوري هسته‌اي ارتقا داده است. علاوه بر اين، طراحي راكتور آب سنگين در اراك و به مرحله نهايي رسيدن نيروگاه اتمي در بوشهر، گامهاي ديگري بود كه نشان داد مديريت انقلابي مي‌تواند نظام جمهوري اسلامي را به يك كشور پيشرفته تبديل كند.


 برق


برق رساني را مي‌توان يكي از افتخار آميزترين فعاليت‌هاي اقتصادي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي قلمداد كرد. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و در اوج فعاليت‌هاي رژيم طاغوت، فقط 1/3 ميليون مشترك برق (اعم از خانگي، عمومي، صنعتي و كشاورزي) وجود داشت در حالي كه اين رقم در سال 1378 به 875 /14 ميليون مشترك و در سال 1380 به 345/16 ميليون افزايش يافت. نكته حائز اهميت در برق رساني، دارا شدن بسياري از روستاهاي كشور و دورترين نقاط از نعمت برق است.


 آب


در سال 1357 ميزان توليد آب 5/1 ميليارد متر مكعب و تعداد انشعاب 7/2 ميليون بود، امّا اين رقم در سال 1377 به 976/3 ميليارد متر مكعب و 7 ميليون فقره انشعاب افزايش يافت. آمارها در پايان سال نشان مي‌دهد كه انشعاب آب 650 شهر را تحت پوشش قرار داده است. يعني 43 ميليون نفر تحت آب شهري و روستايي قرار گرفته‌اند.


توسعه مخابرات و تلفن


آمار دقيق تلفنهاي كشور در سال 1357، 850 هزار شماره بود در حالي كه اين رقم در مرداد ماه سال 82 بالغ بر 599/13 ميليون شماره رسيد و تا پايان برنامه سوم توسعه به 16 ميليون افزايش خواهد يافت. توليد تجهيزات مخابراتي تا پيش از انقلاب صرفاً محدود به توليد سوييچ‌هاي الكترونيكي
EMD و دستگاههاي مخابراتي روميزي و برخي دستگاههاي مخابراتي بود امّا پس از انقلاب به خصوص از سال 68 به بعد تغييرات شگرفي در تكنولوژي توليد تجهيزات مخابراتي صورت گرفت. شبكه فيبر نوري يكي از مهمترين اين تحولات است. در كنار توسعه و گسترش تلفن‌هاي واگذار شده تلفن همراه تا مرداد سال 1382 به 649/521/2 خط رسيد. اين تعداد تا پايان برنامه سوم توسعه به 10 ميليون شماره افزايش خواهد يافت. علاوه بر موارد فوق، راه اندازي شبكه‌هاي اطلاع رساني و اتصال به بزرگراههاي اطلاعاتي از جمله اينترنت نيز از خدمات انقلاب در بخش مخابرات كشور مي‌باشد.


 تحولات در بخش راه و ترابري


به اعتقاد كارشناسان، پيشرفت در صنعت حمل و نقل كشور، انقلابي در اين بخش محسوب مي‌شود. زيرا در 25 سال پيش از پيروزي انقلاب 90 هزار كيلومتر راه آسفالته و شوسه روستايي و 76 هزار كيلومتر جاده و راه اصلي و فرعي در شهرهاي مختلف احداث شد و در حالي كه در سال 57 مجموع راههاي اصلي و فرعي كشور حدود 36 هزار كيلومتر بود.


در شبكه ريلي كشور نيز در حال حاضر 6100 كيلومتر شبكه اصلي و بيش از 2000 كيلومتر شبكه فرعي راه آهن وجود دارد و در واقع به همت متخصصين داخلي سالانه 600 كيلومتر راه آهن احداث مي‌شود كه در آينده نزديك به 1000 كيلومتر قابل افزايش است و در بخش حمل و نقل هوايي نيز توسعه قابل ملاحظه صورت گرفت در سال 81 بالغ بر 20 ميليون و دويست هزارنفر از طريق فرودگاههاي كشور جابجا شده‌اند. دستيابي متخصصين داخلي به توانايي پيشرفته‌ترين سطح تعمير اساسي (اورهال) هواپيماهاي پهن پيكر يكي از موارد پيشرفت در صنعت هواپيمايي است. ساخت هواپيماهاي ايران 140 با هزينه هر فروند 5/8 ميليون دلار و توانايي ساخت 12 فروند در هر سال نمونه چشمگيري از پيشرفتهاي به عمل آمده پس از پيروزي انقلاب اسلامي است. ساخت هواپيماهاي آموزشي، بالگرد و هواپيماهاي بدون سرنشين از جمله هواپيماهاي 4 نفره فجر 3 از ديگر عملكردهاي سازمان صنايع هواپيمايي است. تأسيس فرودگاهها در نقاط دور افتاده و محروم كشور از امتيازات كشور پس از پيروزي انقلاب است.


 بخش صنعت


به اعتقاد صاحب نظران خط مشي‌هاي صنعتي به كار گرفته در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بردارنده افزايش سهم ارزش افزوده صنعتي در اقتصاد كشور از طريق بازدهي سرمايه گذاريهاي انجام شده، ارتقاي نقش طراحي و مهندسي در توليدات، افزايش صادرات، ارتقاي بهره‌وري و افزايش سهم داده‌هاي داخلي در توليدات به همراه فعال نمودن بخش خصوصي بوده است. امروز دامنه ظرفيت‌هاي ايجاد شده يا بازسازي و نوسازي شده و تنوع محصولات جديد تا حدي است كه در بسياري از محصولات نه تنها نياز داخلي كشور برطرف شده بلكه ظرفيت صادراتي نيز به وجود آمده است. با رشد صنايع واسطه‌اي، وابستگي صنعت به منابع خارج تا حد زيادي كاهش يافته و بذل توجه به طراحي و ساخت قطعات و اجزاي ماشين آلات و تجهيزات در كشور از يك سو و توجه زيربنايي كشور چون پالايشگاه‌ها، صنايع شيميايي، صنايع سيمان نيروگاه و تأسيسات برقي توسط كارشناسان و متخصصين ايراني طراحي و توسط واحدهاي صنعتي داخلي توليد شود.


ميانگين رشد اقتصادي


دستيابي به ميانگين رشد اقتصادي بيش از چهار درصد در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با وجود فشارهاي خارجي، تحريم، جنگ تحميلي، تنشهاي منطقه‌اي و بين المللي و...، يك موفقيت چشمگير به حساب مي‌آيد با وجود آن كه برخي كارشناسان براي كشور در حال توسعه‌اي همچون ايران، تحصيل رشد اقتصادي سالانه بيش از شش درصد براي يك دوره بيست ساله را ضروري قلمداد مي‌كنند تا آثار عقب افتادگي‌هاي گذشته جبران و مسير توسعه هموار شود. رشد اقتصادي ايران در نخستين برنامه پنج ساله توسعه اقتصادي به حدود هشت درصد و در برنامه دوم به پنج درصد رسيد. انتظار مي‌رود كه در برنامه سوم توسعه و در اولين برنامه چهار ساله از چشم انداز بيست ساله مقام معظم رهبري، ميانگين رشد اقتصادي شش درصدي تحقق پيدا كند. البته بايد توجه داشت كه با وجود پيشرفت‌هاي حاصله در عرصه‌هاي مختلف علوم و فناوري، كشاورزي، صنعت، خدمات و... برنامه اصلاح ساختار اقتصادي كشور كه از اواسط دهه 70 به بعد بيش از گذشته مورد توجه بوده، هم چنان با موانع جدي رو به رو است كه بايد با تدبيري كارشناسي شده به رفع آنها همت گمارد از جمله آنها، وابستگي شديد اقتصادي ملي به نفت و صادرات آن است و ديگر اين كه در بخشهاي مديريتي و تصحيح زير ساخت‌هاي كلان اقتصادي بايد بيش از پيش كوشا بود. دستيابي به آرمانهاي انقلاب به ويژه در بخش اقتصادي، تنها در سايه عزم و بسيج ملي براي جهش صادرات غيرنفتي تحقق مي‌يابد كه تضمين كننده توسعه پايدار و حيات اقتصادي و عدالت اجتماعي است.


 كشاورزي


در زمينه توليد محصولات كشاورزي نيز تحولات قابل توجهي پديد آمد. بخش كشاورزي در حال حاضر تأمين كننده يك چهارم توليد ناخالص داخلي، نزديك به يك سوم اشتغال و چهار پنجم نياز غذايي و يك سوم ارزش صادرات غيرنفتي است. كشاورزي پس از پيروزي انقلاب اسلامي علي رغم همه تنگناهايي كه وجود داشت. رشد و توسعه پيدا كردو در سال 77 ـ 76 بالغ بر 9/11 ميليون تن گندم و 3/3 ميليون تن جو، 7/2 ميليون تن شلتوك برنج، 4/3 ميليون تن سيب زميني، 2/1 ميليون پياز توليد شد. اين در حالي است كه پيش از انقلاب در سال 56 تنها 1/1 ميليون تن شلتوك برنج، 900 هزار تن جو، 1/5 ميليون تن گندم، 750 هزار تن سيب زميني و 500 هزار تن پياز توليد مي‌شد.


 جمعيت


جمعيت ايران در سال 56 بالغ بر 7/34 ميليون نفر بود. اين رقم در سال 82 به 657/65 ميليون نفر رسيده است و نظام جمهوري اسلامي توانسته است به اين افزايش جمعيت پاسخگو باشد. اگر فقط به ميزان خوراك، پوشاك، مسكن، مدرسه، بيمارستان و حمل ونقل را در نظر بگيريم درخواهيم يافت كه چه خدمات گسترده‌اي انجام شده است. اين در حالي است كه درآمد نفت در سال 56 با جمعيت 34 ميليون بالغ بر 9/20 ميليارد دلار بود كه اين رقم با توجه به كاهش ارزش دلار در بازارهاي جهاني در سال 81 به 3/19 ميليارد دلار تقليل يافته است. يعني با درآمدي كمتر و جمعيتي بيشتر نظام توانسته است توفيقات بزرگي در اداره امور مردم و كشور كسب كند. خصوصاًاين كه سطح زندگي مردم از نظر بهره‌گيري از امكانات و رفاه اجتماعي تحول چشمگيري يافته است.

 

 توزيع در آمد


مطابق آخرين آمارهاي مربوط به توزيع درآمد در سالها 56 و 57، ده درصد از ثروتمندترين مردمان ايران نسبت به ده درصد فقيرترين آنها به ترتيب 16/32 برابر و 60/24 برابر اختلاف درآمد داشتند كه شكاف بسيار بالايي را نشان مي‌داد، امّا اين رقم با اقدامات انجام شده پس از پيروزي انقلاب اسلامي به 60/20 برابر در سال كاهش يافته است. با اين كه پس از انقلاب شكاف درآمدي ثروتمندترين فرد با فقيرترين، 5/11 برابر كمتر شده است و البته اين موضوع يك توفيق براي انقلاب محسوب مي‌شود امّا از سوي ديگر بيانگر اين است كه هنوز هم شكاف طبقاتي و درآمدي وجود دارد و متأسفانه بعد از گذشت 25 سال از پيروزي انقلاب اسلامي به دليل وجود مشكلات متعدد، هنوز وضعيت توزيع درآمد در كشور مناسب نيست و فشار عمده اين توزيع ناعادلانه در آمد در قالب فقر ـ كه بارها مقام معظم رهبري مسئولان را به مبارزه با آن فرا خوانده‌اند ـ به دوش قشر حقوق بگير و مستضعف جامعه وارد مي‌شود.


2. خدمات و دستاوردهاي نظام در حوزه فرهنگي، علمي و اجتماعي


به موازات توسعه در بخشهاي اقتصادي، در حوزه فرهنگي، علمي و اجتماعي نيز اقدامات شايسته‌اي پس از پيروزي انقلاب صورت گرفته است كه در اين مقاله با رعايت شرط اختصار به اهم آنها اشاره مي‌شود:


 نرخ سواد


نرخ باسواد جمعيت 6 ساله و بالاتر كشور از 7/28 درصد در سال 1355 به 5/79 درصد سال 1375 و به بيش از 80 درصد در سال 1380 رسيده است. هم چنين قبل از پيروزي انقلاب اسلامي (سال تحصيلي 56 ـ 57) در كل كشور 825/745/7 نفر دانش آموز وجود داشت كه اين رقم در سال تحصيلي 80 ـ 79 به بالغ بر 314/18 ميليون نفر افزايش يافته است.


 مراكز آموزش عالي


تعداد دانشگاهها و دانشكده‌هاي گروه پزشكي از 11 واحد در سال 58 ـ 57 به 38 واحد در سال 76 ـ 75 افزايش يافت. هم چنين تعداد پزشكان از 13000 به 49000 نفر، تعداد دانشجويان شاغل به تحصيل در گروه پزشكي از 25588 به 86059 نفر رسيده است. تعداد پزشكان متخصص از 7000 نفر در سال 55 به حدود 17000 نفر در سال 75 افزايش يافته است. هم اكنون به طور متوسط براي هر 540 نفر يك تخت بيمارستان و براي هر 80 هزار نفر يك مؤسسه درماني فعال در كشور وجود دارد. تعداد فارغ التحصيلان مراكز آموزش عالي از 135 هزار نفر در مقطع زماني سال 1375 به حدو 4/2 ميليون نفر در مقطع زماني سال 1380 رسيده است.


 ساير موارد


ـ پيشرفت كمي و كيفي شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني و تأسيس و راه اندازي شبكه‌هاي برون مرزي مثل شبكه سحر، جام جم و صبا.
ـ گسترش مراكز هنري و فرهنگي.
ـ توسعه و رشد علمي مانند فن آوري هسته‌اي، سلولهاي بنيادي جنيني و... .
ـ گسترش تأمين اجتماعي و انواع بيمه‌هاي حمايتي.


3. دستاوردهاي سياسي
انقلاب اسلامي در حوزه سياسي تأثيرات و تحولات بسيار مثبتي را بر جاي گذاشته است اگر چه اين آثار و نتايج مثبت در پشت ابرهاي جنجالهاي سياسي و تبليغات رسانه‌هاي بيگانه پنهان مانده است، امّا قابل رد و نفي نيستند. انسانها همواره قدر نعمت را در فقدان آن بيشتر درك مي‌كنند، امّا در عين حال يادآوري و تذكر آن مي‌تواند همان نتيجه را به ارمغان آورد. امام عظيم الشأن و به تبع ايشان، مقام معظم رهبري همواره چنين مشي‌اي داشته‌اند. در اين رابطه ثمرات، پيامدها و آثار انقلاب را همانا تحول در نهادهاي سياسي ـ اجتماعي، آزادي، استقلال، گسترش مشاركت سياسي و جايگزيني ارزشهاي اسلامي و... مي‌دانستند.
 استقلال سياسي
يكي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي استقلال سياسي آن است. اين در حالي است كه رژيم طاغوت به هيچ وجه از استقلال در تمامي سطوح برخوردار نبود.
علاوه بر اين نظام جمهوري اسلامي در مقايسه با كشورهاي منطقه و بسياري از كشورهاي دنيا مستقل‌ترين كشور محسوب مي‌شود. سياست نه شرقي نه غربي، ايران اسلامي را كه در دوران معاصر همواره تحت نفوذ قدرتهاي استعماري و بيگانه بوده است، به يك كشور غير قابل نفوذ و كاملاً مستقل تبديل كرده است.

 قانون اساسی

قانون اساسي يكي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي به شمار مي‌آيد. اهميت اين دستاورد از اين جهت است كه نحوه تعامل مردم و دولت، حقوق شهروندي و نقش مؤثر مردم در اداره حكومت در آن به طور واضح و كامل ديده شده است.
تحول در نهادهاي سياسي ـ اجتماعي
در رابطه با تحول در نهادهاي سياسي ـ اجتماعي، حضرت امام بيشترين تأكيد را بر پيدايش دولت خدمتگزار به عنوان دستاورد عمده انقلاب اسلامي داشتند. به نظر امام، ايجاد دولت مردمي كه مظهر اتحاد و همدلي و ملت به شمار مي‌آيد از بركات انقلاب محسوب مي‌شود.
 ولايت فقيه
از آنجايي كه اساس نظام بر مبناي ولايت فقيه استوار شده است و با توجه به ويژگي‌ها و مختصات ولي فقيه، نظام جمهوري اسلامي از قابليت هايي برخوردار است كه ساير نظامهاي سياسي از آن برخوردار نيستند. از همين رو امام راحل همواره تأكيد داشتند كه از ولايت فقيه پشتيباني كنيد تا به نظام آسيبي نرسد.
 آزادي
امام راحل آزادي بيان، قلم، فكر و انديشه را از دستاوردهاي مهم انقلاب مي‌دانستند، به حق نيز در يك قضاوت منصفانه در مقايسه با بسياري از كشورهاي دنيا آزادي در ابعاد مختلف از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي است.
 مشاركت سياسي
يكي ديگر از ثمرات انقلاب، مشاركت سياسي آحاد ملت در تمامي مسائل كشور است.
مردم ايران پس از انقلاب، تمام نهادهاي سياسي را به طور مستقيم تعيين مي‌كنند و شركت آزادانه مردم در انتخابات و نرخ مشاركتي كه مردم در انتخابات مختلف داشته‌اند، بيانگر اهميت و جايگاه اين مسئله در نظام جمهوري اسلامي و شناسايي نقش مردم به عنوان سرچشمه قدرت است.


4. ساير موارد


ـ ايجاد نظام مردم سالاري ديني.
ـ گسترش گروهها و احزاب سياسي
ـ انتقاد پذيري
ـ عدم وجود زنداني سياسي
ـ تفكيك قوا
ـ رشد سياسي و آگاهي‌هاي عمومي و حضور آنها در صحنه‌هاي مختلف
ـ برابري همه آحاد ملت (مسئول و غيرمسئول) در برابر قانون.



نوشته شده توسط ميلاد جعفری در پنجشنبه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش و ساعت 5:50 PM (نظر بدهید.)

  نقش انقلاب اسلامي در بيداري و وحدت مسلمانان

در عصر حاضر بلوكهاي قدرت در عرصه روابط بين الملل فعال هستند، اما كشورهاي اسلامي كه روزي داراي عظمت و ابهت خاصي در جهان بودند، اكنون با مشكلات داخلي گوناگوني مواجه هستند. كشورهاي قدرتمند اكنون براي حفظ انسجام و دوام بقاي خود به دشمن تراشي هاي مختلف روي آورده اند و در اين راه، به سوي اسلام نشانه رفته اند. دشمنان اسلام براي از بين بردن توانائي هاي مسلمين به ترفندهاي مختلفي دست مي زنند كه از جمله مي توان به تلاش براي جلوگيري از وحدت مسلمانان و ايجاد تفرقه بين آنها اشاره كرد.

در چنين شرايطي مسلمانان جهان مي توانند با تجمع بر حول محور اسلام اهداف شوم استكبار جهاني را با شكست مواجه سازند. اين تفكر در ايران با پيروزي انقلاب اسلامي به حيطه عمل راه يافته است. كشور جمهوري اسلامي ايران با دارابودن تمدني ديرينه كه قدمتي بس طولاني دارد حكومت هاي مختلفي را تجربه كرده است. و نظام هاي سياسي متعدد با استفاده از شيوه هاي گوناگون در اين كشور حكومت كرده اند اين شيوه ها طيف وسيعي را از حكومت هاي مبتني بر زور تا حكومت هاي ديني در بر مي گيرد. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نظام شاهنشاهي جزو آن دسته از رژيم هايي محسوب مي شد كه به شدت در فرهنگ و تمدن ايران ريشه دوانده بود. در ايران بعد از اسلام بعضي از اين نظام هاي زورمدار و استبدادي براي تداوم بخشيدن به حكومت خود حتي اسلام را نيز در خدمت خود مي گرفتند و پادشاهان زورگو با دادن لقب «ظل الله» به خود حق حكومت بر مردم را توجيه مي نمودند.

به تدريج با شكل گيري نظام بين الملل و تأثير آن بر حكومت هاي مختلف رابطه و تعاملي بين اين دو پديد آمد كه اين امر در مورد ايران با آغاز دوره حكومت قاجاريه مصداق پيدا مي كند و در دوره حكومت پهلوي فعال مي گردد. نفع مشترك حكومت هاي استبدادي استكبار جهاني ايجاب مي كرد تا اين دو در مقابل جبهه مردمي كه ماهيت اسلامي داشتند، متحد شوند زيرا عقايد اسلامي و مردم مسلمانان همانند سدي بر مقابل مطامع استبداد و استكبار به شمار مي رفتند. در اين شرايط «اسلام زدايي» به عنوان يكي از استراتژي هاي اصلي دشمنان اسلام (استبداد استكبار) در آمده بود.

اما در مقابل، جوامع اسلامي انفعال را كنار گذاشته و متفكرين پيدا شدند كه با تأكيد بر اسلام و بازگشت به اصول و ارزشهاي اصيل اسلامي به مقابله با آنها پرداختند. اين جريانها در حوزه انديشه سياسي تفكر «احياي ديني» ناميده شده اند.

آنچه كه به نفوذ و نهادينه شدن هرچه بيشتر «تفكر احياي ديني» در جهان اسلام كمك كرد ظهور جنبش هاي مذهبي ديگر در سطح جهان بود. بدين معني كه از اواخر قرن 19 به بعد كشورهاي مختلف جهان مخصوصاً كشورهاي پيشرفته اروپايي مكاتب مختلفي از قبيل سرمايه داري، كمونيسم، فاشيسم و ناسيوناليسم را جهت نيل به توسعه و سازندگي تجربه كرده بودند ولي سؤالات حكومت بايد در دست چه كسي باشد و يا اينكه شكل حكومت بايد چگونه باشد؟ در اين ميان، تنها انديشه هاي ديني بودند كه هرچند از زمان شروع «رنسانس» دستخوش تحولات اساسي شدند، ولي تا آن زمان يعني دهه 1960 هنوز مورد آزمون مجدد قرار نگرفته بودند و لذا با مطرح شدن انديشه هاي ديني، جذابيت خاصي براي اين انديشه ها در بين مردم پديد آمد از جمله اين انديشه ها مي توان به نهضت هاي رهايي بخش مسيحي كه آمريكاي لاتين در اين زمان اشاره كرد.

ايدئولوژي هاي بيگانه در جهان اسلام نيز به شكل بي نتيجه تجربه شد. و همين امر باعث دلسردي مردم و ايجاد خلأ ايدئولوژيك در بين آنها گرديده بودة لذا ظهور اسلام گرايي، به دنبال خلاء ايدئولوژيك و عدم موفقيت در رسيدن به يك اتحاد واقعي اين معني را به اثبات مي رساند كه تحقق وحدت سياسي جز از طريق اسلام امكان پذير نيست، چرا كه قرآن مجيد مي فرمايد:

«لو أنفقت ما في الارض جميعا ما ألفت بين قلوبهم و لكن الله ألف بينهم»

يعني اگر تمامي آنچه كه در زمين است، صرف ايجاد الفت و يگانگي قلب ها بنمائي، نخواهي توانست، بلكه خداست كه قلبها را به هم پيوند و الفت مي دهد.

در اسلام راه حل گرسنگي كه امروز به عدالت اجتماعي يا سوسياليسم و راه حل ترس و وحشت كه به عدالت سياسي يا دموكراسي تعبير مي شود، پيش بيني شده و اسلام آن را براي پيروان خود تضمين كرده و به اين وسيله آنان راز از كرنش در برابر سوسياليسم و دمكراسي معاصر بي نياز ساخته است.

اين دو عامل همواره مورد توجه اعراب مسلمان بوده است و آنها در جستجوي يافتن راه حلي مناسب براي آن بوده اند و از آنجا كه ساير ايدئولوژي ها نتوانسته اند اين نوع معضلات اجتماعي و اقتصادي را حل نمايند، لذا هدف اصلي «رستاخيز اسلامي معاصر» بازگشت به ريشه ها و اصول اسلامي بر طبق سنت پيامبر(ص) مي باشد و اين بازگشت به هويت اسلامي، تنها راه حل مطلوب براي رسيدن به عدالت اجتماعي و وحدت سياسي به شمار مي رود.

بنابراين عدم موفقيت ايدئولوژي هاي وارداتي و تلاش استكبار و استبدادي براي اسلام زدايي مهمترين عوامل تجديد حيات جنبش هاي اسلامي مي باشند. جنبش ها و گروه هاي اسلامي كه تجسم رستاخيز اسلامي سياسي محسوب مي شوند، نه تنها در اثر عدم كارايي ايدئولوژي مختلف و فقدان همسونگري دربارة شيوه اداره حكومت و اعمال سياست داخلي و خارجي، به اسلام روي آورده اند، بلكه در بازگشت به هويت اسلامي حكومت هاي ضداسلامي خود را نيز به منازعه طلبيده اند و به شيوه هاي مختلف در پي رويارويي و از ميان برداشتن آنها هستند و حتي با حاميان خارجي آنها يعني آمريكا، اسرائيل و ديگر متحدان غربي شان به مبارزه برخاسته اند.

مبارزه با «اسلام زدايي» و تغذيه فكري اقشار مختلف جامعه از منابع سرشار اسلامي درد مشترك تمامي جوامع اسلامي به شمار مي رفت و در اين شرايط بود كه انقلاب اسلامي در ايران به رهبري حضرت امام خميني(رضوان الله تعالي عليه) به وقوع پيوست و تأثيرات عميقي به ويژه در جهان اسلام برجاي گذاشت. پيروزي انقلاب اسلامي ايران عامل ديگري در شكوفايي روزافزون جنبش هاي اسلامي محسوب مي گردد. «خيزش اسلامي، در ميان يكي ميليارد مسلمان جهان، پس از سرنگوني رژيم پهلوي در سال 1979 در ايران اثرات عميقي برجاي گذاشت و وضعيت موجود حاكم بر اين كشورها را به شدت متزلزل كرد.»

تأثيرات عميقي كه واژگوني رژيم پهلوي و تأسيس جمهوري اسلامي ايران در جهان و بالاخص دنياي اسلام به جاي گذاشته بسياري از حكومتها را به تجديدنظر در خط مشي حاكمه، وادار نموده است.

رهبران گروههاي اسلامي به عنوان منعكس كنندگان روياي نجات بخش اسلام كه از سوي امام خميني رحمة الله به واقعيت پيوست، بازگشت به تعاليم اسلامي را جهت مبارزه با آنچه آنها آن را نفوذ منحط غرب مي پندارند، هدف خود قرار داده اند، و تحت لواي اسلام خواستار اعمال نفوذ بيشتر در اداره مملكت خويش و پايان دادن به ظلم و فساد حاكمان بي كفايت خود مي باشند.

 

الف– مساعي مشترك علماء و متفكران مذاهب اسلامي

رهبران، علماء و انديشمندان اسلامي كه معمولاً مواضع و تصميمات آنها عكس العمل هاي محسوس و مؤثري در ميان آحاد مردم مسلمان به جاي مي گذارد، نقش مهمي در بيداري و آگاهي افكار عمومي از بايدها و نبايدهاي مذهبي ايفا مي كنند. اين نقش با توجه به مقام معنوي آنها هم در ميان شيعيان و هم در ميان اهل تسنن داراي اهميت خاصي مي باشد و كارايي و تأثير قابل توجهي در ايجاد تفاهم، همكاري و تقريب مذاهب اسلامي خواهد داشت. بنابراين اولين گام در راستاي تحقق اين مهم متوجه انديشمندان و علماي اسلامي است كه هدايت عامه مردم را بعهده دارند بدون عنايت و توجه اين قشر متنفذ، استراتژي وحدت اسلامي عملي نخواهد بود و به همت و مساعي علماء و متفكران همه مذاهب اسلامي است كه سياست هاي شوم حكومت هاي گذشته از پيكره مذاهب اسلامي زدوده مي شود و حقايق هر مذهب آنگونه كه هست به مسلمانان نمايان مي گردد و در نتيجه بسياري از تعصبات مذهبي از بين مي روند. اين امر با تدوين كتب تقريبي و وحدت گرايانه، تدريس، خطابه و نيز صدور فتاوي سرنوشت ساز مي تواند تحقق يابد. در اين ميان آنچه توجه و اهتمام بيشتر مراجع، علماء و فقهاي اسلامي را مي طلبد، اشراف و كنترل و آگاه كرد مبلغين اسلامي از اثرات سوء و زيان بار طرح مطالب و موضوعاتي است كه به وحدت و يكپارچگي اسلام خدشه وارد مي كند. زيرا نشر عقايد و افكاري كه پايه و اساس صحيح نداشته و بر مدارك و اسناد محكم استوار نباشد، نه تنها سبب بدبيني و گمراهي عده اي از مردم مي گردد بلكه باعث مي شود تا تمام تلاش ها و تصميماتي كه در سياست خارجي جهت تحقق وحدت و يكپارچگي جهان اسلام مبذول مي گردد، يكباره بي اثر و خنثي شوند.

از اصول ديگر استراتژي وحدت اسلامي، يگانگي و همخواني سياست داخلي با سياست خارجي و بالعكس مي باشد. با توجه به نقش و تأثير اوضاع و شرايط داخلي در تصميم گيري هاي سياست خارجي در صورت عدم توجه سياستگزاران به حقايق موجود در داخل كشور چه بسا موجبات تناقض گويي تضاد و از دست دادن حيثيت نفوذ و قدرت خود را در صحنه بين المللي فراهم بياورند. در مورد استراتژي وحدت اسلامي قبل از طرح و اجراي اين استراتژي در عرصه روابط بين الملل بايستي عناصر مختلف نظام سياسي در مورد طرح و چگونگي اجراي اين استراتژي، به اجماع داخلي برسند. به عبارت ديگر تفكر تقريب و انديشه وحدت اسلامي براي كارگزاران، انديشمندان و محافل و نهادهاي داخلي بايد به يك باور تبديل گردد و در تمامي اقدامات و برنامه ها مورد لحاظ قرار گيرد. در صورتي كه دولتي در سياست خارجي خود، مروج و مبلغ وحدت و تقريب مذاهب اسلامي باشد ولي در ميان آحاد مردم و افكار عمومي از پشتوانه محكمي براي جامه عمل پوشاندن اين تفكر برخوردار نباشد در اجراي آن با بن بست روبرو خواهد شد.

از اصول بسيار مهم استراتژي وحدت اسلامي، به خصوص در مجامع و گردهمائي هايي كه در آن پيروان مذاهب مختلف اسلامي حضور دارند، توجه و عنايت به اصول مورد اشتراك و اتفاق همه مذاهب اسلامي است. از جمله اينكه همه مسلمانان خداي واحدي را مي پرستند، كتاب آسماني آنها قرآن كريم است، همه به سوي يك قبله نماز به پا مي دارند، حضرت محمد(ص) پيامبر تمام مسلمان است، حج، روزه، امر به معروف و نهي از منكر و جهاد در راه خدا و بسياري از احكام ديگر نيز در تمام فرق اسلامي مجري مي باشند. بنابراين تأكيد و توجه بر اصول اساسي دين مبين اسلام كه هر فرد را در حوزه خود به عنوان مسلمان معرفي مي كند، از اصول بسيار مهم استراتژي وحدت اسلامي به شمار مي آيد.

بايد مدنظر داشت كه هر يك از مذاهب اسلامي داراي مباني فقهي خاص خود هستند كه در پرتو تلاش علماء و فقهاي هر فرقه و از طريق استنباط از مهم ترين منابع اسلامي يعني قرآن و سنت پيامبر(ص) براي پيروان آنها ارائه شده است. عمل به اين احكام و دستورات از سوي پيروان هر يك از مذاهب مورد احترام مي باشد، زيرا در نتيجه فهم و ادراك علماء و فقها از اسلام بوده است.

بنابراين تسامح و خويشتن داري و احترام متقابل به عقايد و احكام مذاهب اسلامي و چه بسا پيروي از فقيه به عنوان يك عمل پسنديده اسلامي، براي جلوگيري از هرگونه درگيري و جدال كه موجب خدشه دارشدن كيان اسلام و در خطرافتادن آن مي گردد، از طرف فقها و علما توصيه شده است.

همگام با تساهل و تسامح، دوري از سياست هاي تفرقه برانگيز دشمنان اسلام كه معمولاً با استفاده از ابزارها و شيوه هاي مختلف درصدد ايجاد بدبيني، سوءظن و انحراف اذهان مردم مسلمان صورت مي گيرد. از اصول بسيار ضروري براي رسيدن به وحدت اسلامي است، در اين رابطه به نظرات دو تن از انديشمندان بزرگ معاصر جهان اسلام اشاره مي شود.

 

1- علامه سيدمحمد حسين طباطبايي:

«… بايد همواره متذكر اين حقيقت بود كه اختلاف دو طائفه در فروع است و در اصول دين با هم اختلافي ندارند و حتي در فروع ضروريه دين مانند نماز، روزه، حج، جهاد و غير آنها، متنفذ مي باشد. و همگي قرآن و كعبه را يكي مي دانند. خوشبختانه دنياي اسلام كم كم به اين حقيقت پي مي برد و تأييد فكر تقريب بين مذاهب اسلامي از طرف مراجع شيعه براي همين منظور بود و شيخ بزرگوار «الازهر» نيز اين حقيقت را با كمال صراحت لهجه بيان نمود. و اتفاق كامل ديني شيعه و سني را به همه جهانيان اعلام نمود… بايد هم مناقشه علمي شيعه در سطح عالي، همواره ادامه يابد تا تاريكي ها روشن و حقايق براي عموم  كشف گردد و اين امر ربطي به تعصب ورزي و حمله و نشر اكاذيب ندارد».

 

2- استاد شهيد طهري

«آنچه بر سر مسلمين آمد كه شوكت آنها را گرفت همين اختلاف هاي فرقه اي است، بدون شك نياز مسلمين به وحدت و اتفاق از برترين نيازهاست و درد اساسي جهان اسلام، همين كينه هاي كهنه ميان مردم مسلمان است، دشمن همواره از اين استفاده مي كند».

استراتژي وحدت اسلامي يكي از مهم ترين عواملي است كه مي تواند به برقراري و تعميق روابط ميان كشورهاي اسلامي تبديل گردد. در عين حال در اجراي اين استراتژي سفراي كشورهاي اسلامي بايد چند نكته را مدنظر قرار دهند: درك صحيح از استراتژي وحدت اسلامي و اولويت دادن به آن، شناخت كافي و صحيح از فرق گوناگون مذاهب اسلامي، عدم تأكيد بر موارد اختلاف بين مذاهب اسلامي، هماهنگي و يگانگي در سطوح مختلف ديپلماسي در مورد چگونگي تبيين و اجراي استراتژي وحدت اسلامي همچنين بايد متذكر شد كه ديگر مشتركات بسيار قوي بين مسلمانان به گسترش روابط بين الملل اسلامي (بدون چشم داشت صرف به منافع مادي) كمك مضاعف به عمل آورد. مثلاً اهتمام به امور مسلمين كمك به يك مسلمان از نظر شرع مبين اسلام يك فرض است.

قرآن اساس و بنيان موجوديت نظام سياسي در اسلام است كه با بيان چگونگي سرنوشت اقوام و ملت هاي گذشته و با تأكيد بر رمز سعادت و شقاوت آنان، انسان را مسئول حيات سياسي، اجتماعي و اقتصادي خويش در جهان معرفي مي كنند و شالوده وحدت و همبستگي را نه تنها در اسلام بلكه در تمام اديان توحيدي، به عنوان عنصر بقا و هستي آنها قلمداد مي كند.

 



نوشته شده توسط ميلاد جعفری در پنجشنبه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش و ساعت 5:49 PM (نظر بدهید.)

  عوامل پيروزي انقلاب اسلامي ايران

بررسي تاريخ اسلام نشان ميدهد كه پس از رحلت پيامبر اكرم صلي الله و عليه و آله مسير انقلاب اسلامي كه آن حضرت ايجاد كرده بود، عوض شد، در اثر رخنه افراد فرصت طلب و نفوذ دشمناني كه تا ديروز با اسلام در جنگ بودند، اما بعدها با تغيير شكل و قيافه خود را در صفوف مسلمان داخل كرده بودند، مسير انقلاب اسلامي و شكل و محتواي آن به تدريج عوص گرديد. از آن زمان مسلمانان توفيقي پيدا نكردند، تا اينكه انقلاب اسلامي در ايران به رهبري شخصيت روحاني به پيروزي رسيد، «اهميت انقلاب شكوهمند اسلامي، كه دستآور ميلونها انسان ارزشمند و هزازان شهيد جاويدان و آسيبديدگان عزيز، اين شهيدان زنده، است و مورد اميد ميلونها مسلمانان و مستضعفان جهان است، به قدري است كه ارزيابي آن از عهده قلم و بيان والاتر و برتر است».


با اين حساب بررسي عوامل پيروزي اين حركت عظيم تاريخي به عنوان يك پديده اجتماعي با گسترة جهاني، ضرورت اساسي دارد. چه اينكه شناسايي اين عوامل از يك سو در شناخت ماهيت انقلاب اسلامي مؤثر است و از سوي ديگر در تداوم نهضت ما را ياري خواهد كرد.


براي درك علل پيروزي انقلاب اسلامي توجه به دو مسأله اساسي ضروري است:
الف) سابقه تاريخي مبارزات مردم ايران: مردم ايران در طول سده اخير مبارزات پيگيري بر ضد نظام سياسي حاكم به شيوه رفرميتي (اصلاح طلبانه و نه بنيادي) انجام داده، و اگر چه تجربه كافي در اين زمينه كسب كردند ولي در عمل با شكستهاي دردناكي روبرو شدند. نهضت مشروطيت كه به هدف محدود كردن قدرت پادشاهان ايران انجام شد، و نهضت تنباكو و ملي شدن صنعت نفت كه به منظور قطع دست اجانب و بيگانگان صورت گرفت، در نهايت منجر به كودتاي آمريكايي ـ انگليسي 28 مرداد 1332 و تثبيت رژيم ديكتاتوري شاه و نفود روز افزون بيگانگان در سرنوشت جامعه ايراني گرديد. تجربيات تاريخي مزبور ثابت كرد، مادام كه حركت بنيادين و اساسي صورت نپذيرد، باز هم اين تجربه تلخ تكرار خواهد شد، و بقاياي نظام پوسيده به شيوه ديگري همة دست آوردهاي حركت مردم را خواهد بلعيد. بدين ترتيب گذشته
ها عبرتي شد هم براي مردم و هم براي رهبري نهضت كه بايد با همة توان در راستاي تحقق اهداف متعاليشان در پرتو تحقق حكومت اسلامي تلاش نمايند.


ب) حضور همزمان، هماهنگ و در حد كمال مطلوب سه ركن اصلي و مهم انقلاب (ايديولوژي، رهبري و مردم) در انقلاب اسلامي ايران بود.


پيوند اركان اصلي انقلاب آنچنان عميق به نظر مي
آيد كه تفكيك آنها امري است دشوار. به گفته شهيد مطهري (ره) «اگر امام عنوان پيشوائي مذهبي و اسلامي را نميداشت و اگر مردم ايران در عمق روحشان يك نوع آشنايي و انس و الفتي با اسلام نداشت و اگر عشقي كه مردم ما با خاندان پيامبر دارند وجود نميداشت، و اگر نبود كه مردم حس كردند كه اين نداي پيامبر صلي الله عليه و آله و نداي حضرت علي عليه السلام و يا نداي امام حسين عليه السلام است كه از دهان اين مرد بيرون ميآيد محال بود نهضت و انقلابي به اين وسعت در مملكت ما بوجود آيد.


رمز موفقيت رهبر در اين بود كه مبارزه را در قالب مفاهيم اسلامي به پيش برد. ايشان با ظلم مبارزه كرد، ولي مبارزه با ظلم را با معيارهاي اسلامي مطرح كرد...»


به قول «گراهام» رابطه مردم با روحانيت و رهبري از استحكام فراواني بهره
مند است او مينويسد: «واقعيت امر اين است كه روحانيت (شيعه در ايران) در ميان مردم زندگي نمود. و ارتباط بسيار نزديكتري با آنها داشته و نتيجتاً از احساسات تودهها آگاهي بيشتري دارند مسجد جزء‌ لاينفك زندگي مردم است و بازار مركز زندگي عادي مردم. زماني كه روحانيت با سياستهاي دولت مخالفت كند، نظرات آنها داراي آن چنان مشروعيتي است كه حتي در سختترين شرايط استبدادي مورد توجه مردم قرار ميگيرد، و از طرف ديگر شبكه ارتباطي روحانيت و سيستم مسجد قدرت تماس با همة اقشار مردم را براي آنها فراهم ميكند».


در اين ميان، «امام خميني به اين علت رهبر بلامنازع و بلامعارض اين نهضت شد كه علاوه بر اين كه واقعاً شرايط و مزاياي يك رهبر در فرد ايشان جمع بود، ايشان در مسير فكري و روحي و نيازهاي مردم ايران قرار داشت...»

پیروزی انقلاب اسلامی ایران



نوشته شده توسط ميلاد جعفری در پنجشنبه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش و ساعت 5:47 PM (نظر بدهید.)

  وصیتنامه امام خمینی (ره)

وصيتنامة‌ سياسي‌ ـ الهي‌

بسم‌الله الرحمن‌ الرحيم‌

  قالَ رسولُالله ـ صلَّي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ الثّقلَيْنِ كتابَ اللهِ و عترتي‌ اهلَ بيتي‌؛ فإِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي‌' يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوضَ.

 الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ اللّ'هُمَّ صلِّ علي‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك‌ و جلالِك‌ و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذي‌ تجلّي‌ فيه‌ الاَحديّةُ بِجميعِ أسمائكَ حتّي‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذي‌ لايَعْلَمُهُ غَيرُك‌؛ و اللَّعنُ علي‌ ظالِميهم‌ اصلِ الشَجَرةِ الخَبيثةِ.

                  و بعد، اينجانب‌ مناسب‌ مي‌دانم‌ كه‌ شمه‌اي‌ كوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلين‌» تذكر دهم‌؛ نه‌ از حيث‌ مقامات‌ غيبي‌ و معنوي‌ و عرفاني‌، كه‌ قلم‌ مثل‌ مني‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌اي‌ كه‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دايرة‌ وجود، از ملك‌ تا ملكوت‌ اعلي‌' و از آنجا تا لاهوت‌   و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو نايد، سنگين‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگويم‌ ممتنع‌ است‌؛   و نه‌ از آنچه‌ بر بشريت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقايق‌ مقام‌ والاي‌ «ثقل‌ اكبر» و «ثقل‌ كبير»   كه‌ از هر چيز اكبر است‌ جز ثقل‌ اكبر كه‌ اكبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر اين‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتيان‌ بازيگر كه‌ شمارش‌ آن‌ براي‌ مثل‌ مني‌ ميسر نيست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلكه‌ مناسب‌ ديدم‌ اشاره‌اي‌ گذرا و بسيار كوتاه‌ از آنچه‌ بر اين‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمايم‌.

                 شايد جملة‌  لَنْ يَفْتَرِق'ا حتّي‌ يَرِد'ا عَلَيَّ الْحَوض‌  اشاره‌ باشد بر اينكه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر يكي‌ از اين‌ دو گذشته‌ است‌ بر ديگري‌ گذشته‌ است‌ و مهجوريت‌ هر يك‌ مهجوريت‌ ديگري‌ است‌، تا آنگاه‌ كه‌ اين‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آيا اين‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ كثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌   و اضمحلال‌ قطرات‌ در دريا است‌، يا چيز ديگر كه‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهي‌ ندارد. و بايد گفت‌ آن‌ ستمي‌ كه‌ از طاغوتيان‌ بر اين‌ دو وديعة‌ رسول‌ اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلكه‌ بر بشريت‌ گذشته‌ است‌ كه‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

                 و ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ حديث‌ «ثقلين‌» متواتر   بين‌ جميع‌ مسلمين‌ است‌ و  ] در [  كتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌»   تا كتب‌ ديگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مكرره‌ از پيغمبر اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌.   و اين‌ حديث‌ شريف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جميع‌ بشر بويژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و بايد همة‌ مسلمانان‌ كه‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوي‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذري‌ براي‌ جاهلان‌ بيخبر باشد براي‌ علماي‌ مذاهب‌ نيست‌.

                 اكنون‌ ببينيم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر كتاب‌ خدا، اين‌ وديعة‌ الهي‌ و ماترك‌ پيامبر اسلام‌ ـصلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگيزي‌ كه‌ بايد براي‌ آن‌ خون‌ گريه‌ كرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علي‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتيان‌، قرآن‌ كريم‌ را وسيله‌اي‌ كردند براي‌ حكومتهاي‌ ضد قرآني‌؛ و مفسران‌ حقيقي‌ قرآن‌ و آشنايان‌ به‌ حقايق‌ را كه‌ سراسر قرآن‌ را از پيامبر اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دريافت‌ كرده‌ بودند و نداي‌  اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ الثقلان‌  در گوششان‌
 بود با بهانه‌هاي‌ مختلف‌ و توطئه‌هاي‌ از پيش‌ تهيه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقيقت‌ قرآن‌ را ـ كه‌ براي‌ بشريت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترين‌ دستور زندگاني‌ مادي‌ و معنوي‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ كردند؛ و بر حكومت‌ عدل‌ الهي‌ ـ كه‌ يكي‌ از آرمانهاي‌ اين‌ كتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ كشيدند و انحراف‌ از دين‌ خدا و كتاب‌ و سنت‌ الهي‌ را پايه‌گذاري‌ كردند، تا كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

                 و هرچه‌ اين‌ بنيان‌ كج‌ به‌ جلو آمد كجيها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا كه‌ قرآن‌ كريم‌ را كه‌ براي‌ رشد جهانيان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلكه‌ عائلة‌ بشري‌، از مقام‌ شامخ‌ احديت‌ به‌ كشف‌ تام‌ محمدي‌(ص‌)   تنزل‌ كرد كه‌ بشريت‌ را به‌ آنچه‌ بايد برسند برساند و اين‌ وليدة‌ «علم‌ الاسما ء »   را از شرّ شياطين‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حكومت‌ را به‌ دست‌ اوليا ء الله، معصومين‌ ـ عليهم‌ صلوات‌ الاولين‌ و الا´خرين‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر كه‌ صلاح‌ بشريت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند كه‌ گويي‌ نقشي‌ براي‌ هدايت‌ ندارد و كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حكومتهاي‌ جائر و آخوندهاي‌ خبيثِ بدتر از طاغوتيان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ اقامة‌ جور و فساد و توجيه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالي‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ اين‌ كتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشي‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنكه‌ بايد وسيلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشريت‌ و كتاب‌ زندگي‌ آنان‌ باشد، وسيلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گرديد و يا بكلي‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، كه‌ ديديم‌ اگر كسي‌ دم‌ از حكومت‌ اسلامي‌ برمي‌آورد و از سياست‌، كه‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ مي‌گفت‌ گويي‌ بزرگترين‌ معصيت‌ را مرتكب‌ شده‌؛ و كلمة‌ «آخوند سياسي‌» موازن‌ با آخوند بي‌دين‌ شده‌ بود و اكنون‌ نيز هست‌.

برای خواندن ادامه وصيتنامه به قسمت ادامه مطلب مراجعه کنيد



نوشته شده توسط ميلاد جعفری در پنجشنبه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شـش و ساعت 5:40 PM (نظر بدهید.) ادامه مطلب


درباره



<< بسم الله الرحمن الرحيم >> من ميلاد جعفری هستم يه نوجوان نسل سومی که تقريبا ميشه گفت ۱۴سال بعد از انقلاب به دنيا اومدم. من انقلاب رو نديدم ولی خيلی چيزا ازش شنيدم. شماره تماس ۰۹۳۵۵۵۳۰۲۷۳


موضوعات
(1) امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت
(1) خصوصیات امام خمینی (ره)
(1) ویژگیهای دوران امام خمینی (ره)
(1) روز شمار تبعيد امام خمينى(ره)
(1) نامه امام خميني به فرزندش
(1) نخستين بيانيه سياسی امام خمينى(ره)
(1) گزيده بيانات ويژه دهه فجر
(1) وصيتنامه امام خمينی(ره)
(1) عوامل پيروزي انقلاب اسلامي ايران
(1) نقش انقلاب اسلامي در وحدت مسلمانان
(1) دستاوردهاي داخلي انقلاب اسلامي
(1) دستاوردهاي بين المللي انقلاب اسلامي


پیشنهاد ما
دفتر ریاست جمهوری
دفتر مقام معظم رهبری
سازمان بسیج دانش آموزی


پیوندهای روزانه


دیگر صفحات
1 2 3

خبرنامه

:نام
:ایمیل

اضافه حذف

آمار و بازدیدها
بازديد هاي امروز : 2
بازديد هاي ديروز : 1
بازديد هاي این ماه : 1
كل مطالب : 12
كل بازديد ها : 2770
ايجاد صفحه : 3.484375 ثانیه

All Rights Reserved 2006-2007